چه دردیست
چه دردیست در میان جمع بودن
ولی گو شه ای تنها نشستن
برای دیگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
برای هر نوید شعری سرودن
ولی در پای خود هموار بستن
چه دردیست در میان جمع بودن
ولی گوشه ای تنها نشستن
به رسم دوستی دستی فشردن
ولی با هر سخن قلبی شکستن
به تربت عاشقان چون سنگ خاموش
ولی در بطن خود غوغا نشستن
جه دردیست در میان جمع بودن
ولی گوشه ای تنها نشستن
به رسم دوست داشتن منت کشیدن
ولی در چشم دیگران غرور شکستن
برای هر وصال زخمی شنیدن
ولی در قلب او ترک گفتن
چه دردیست در میان جمع بودن
ولی گوشه ا ی تنها نشستن
در نگاه او سکوت سردگفتن
ولی در قلب خود فریاد کردن

23:26 | هیچکس |
