یادم باشد...
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
و تنها دل من دل نیست.
13:27 | هیچکس |
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
و تنها دل من دل نیست.
13:27 | هیچکس |
پرنده مردنی است
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان میروم وانگشتانم را
برپوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است.

11:36 | هیچکس |
اين شعر را برای تو می گويم
در يک غروب تشنه تابستان
در نيمه های اين ره شور آواز
در کهنه گور اين غم بی پايان
اين آخرين ترانه لالايی ست
در پای گاهواره خواب تو
با شد که بانگ وحشی اين فرياد
پيچد در آسمان شباب تو
12:54 | هیچکس |
نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم
بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه
هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن،
کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام!
درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير
غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

9:47 | هیچکس
من میخوام یک کمی با خدا درد دل کنم آخه خیلی دلم گرفته
چه سخته که آدم یک نفر رو دوست داشته باشه اما اون خبری ازش نگیره
سختر وقتی می شه که وقتی احتیاج به مادرت داری درست وقتی که نیاز
داری که پیشت باشه یک هو بگه می خوام برم سفر
دیشب تا صبح گریه کردم
نماز صبحی با خدا دردل دل کردم گفتم خدایا چه حکمتیه که اینقد باید زجر بکشم
ناگهانی یاد دعایی افتادم که میگفت بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
چه طوریاست که وقتی ما یک نفر رو دوست داریم در انتظارش حل حل می زنیم
اگر نیاد نبینیمشه یا تحویل مون نگیره اونقد ر دلگیر میشیم و عصبانی
نمی دونم ولی من اسم اون رو می زارم آه عاشق
عذاب خدا هم دقیقا می تونه مثل آه عاشق باشه
خدا ما رو خیلی دوست داره اما ما فراموشش کردیم
وقتی هم می ریم سراغش مثل وقتی هست که
معشوقه ما میاد طرفه مون ولی ما ازش دل خوریم
می گیم بزار یک کمی اونم بفهمه دوری بی تو جهی یعنی چی
ولی خدای ما خیلی بزرگتر از این حرفاست
خدا جون کمکم کن دیشب تا صبح آرزو مرگ داشتم
آخه از این دورویی و ریا دنیا خسته شدم
خدا جون خیلی دوست دارم
می دونم که به فکر م هستی
من اگر دلم از کسی به رنجه
دوباره خیلی سخت دلم باهاش صاف می شه
همون طور که سخت از کسی می رنجم

10:8 | هیچکس |

۲-خانوم آزیتا ولی نیا ( استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشکران ناسا )
۳-خانوم انوشه انصاری ( محقق و فضا نورد )

۴-خانوم لاله صدیق ( قهرمان اتومبیل رانی )
۵-خانوم آزاده تبا زاده ( دانشمند ایستگاه فضایی ناسا )
۶-خانوم اکرم منفرد آریا ( خلبان در سوئد )
۷-خانوم فرخ کریمی ( تنها زن ایرانی پارلمان هلند )
۸-خانوم سمیرا مخملباف ( کارگردان زن ایرانی و برنده جوایز بین المللی )
۹-خانوم مریم یزدانفر (نماینده پارلمان سوئد )
۱۰-خانوم ماریا خرسند ( مدیر شرکت اریکسون در سوئد )
۱۱-پروین بهاروند ( عضو تیم فوتبال زیر 16 سال ایتالیا )
نوبت می رسه به آقایون:
۱-پرفسور بیژن داوری ( معاون ارشد شرکت IBM،بزرگترین شرکت سخت افزار کامپیوتر در جهان )
۲-حسین اسلامبلچی ( رئیس شرکت مخابرات آمریکا AT&T )
۳-فرزاد ناظم ( مدیر فنی سایت Yahoo)
۴-امید کردستانی ( معاون ارشد سایت Google)
۵-پییر امیدیار ( موسس و رئیس شرکت ebay و بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان )
۶-فریار شیرزاد ( معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری امریکا در کاخ سفید )
۷-پروفسور مجید سمیعی ( رئیس جراحان مغز جهان در آلمان )

۸-پروفسور محمد جمشیدی ( مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا )
۹-فیروز نادری ( مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا )
۱۰-نادر مدانل و( رئیس اولین شرکت خصوصی پرتاب ماهواره در آمریکا )
۱۱-پروفسور لطفی زاده ( استاد دانشگاه آمریکا و پدر منطق فازی،کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان )
13:32 | هیچکس |
مفهوم زندگی:
اشکی برای شوق ، شوقی برای درس ، درسی برای میز ، میزی برای کار ، کاری برای نان ، نانی برای تخت ، تختی برای خواب ، خوابی برای مرگ ، مرگی برای سنگ سنگی برای یاد ، یادی برای اشک...
13:17 | هیچکس |
نشست پای کامپیوترچهره ای غمگین به خود گرفت مثل این که سالهاست عاشق است و عشقی پاک را در خویش می پروراند.شروع کرد به نوشتن :تو با همه ی دختر ها فرق داری.تو تنها کسی هستی ک برای من مهم و دارای اهمیت است.شعله ی عشق من به تو آنقدر آتشین است که بخاطر تو حاضرم از همه چیزم بگذرم.برای همیشه تو تک ستاره ی قلب من هستی و همان ستاره ای هستی که تا ابدیت در قلب من می درخشد و خواهد درخشید.زبانم در بیان احساسم و عشقم نسبت به تو قاصر است و ناگویا
این متن را نوشت بعد با خود فکر کرد کافی است و اگر بیشتر بنویسد لوس خواهد شد.
متن را به دقت ویرایش کرد جمله ها را رنگی کرد وبرای زیبایی بیشتر آن نهایت سلیقه را بکار برد.حالا تنها کاری که مانده بود این بود که آن را sendکند برای هر چهار دختری که آدرسشان را داشت!
از خودم!
13:7 | هیچکس |
گاه با خود می اندیشم زندگی چیست وقتی در گذر آدمیان خود را در می یابی !
این آدمیان هر آنچه زشت است زیبا می پندارند و هرآنچه زیباست دست نیافتنی
می پندارند وبه گوشه ای می نهند اینان موجوداتی بی مهر و احسا س اند که
گذرگاه های سخت زندگی هرگز به خطورشان نرسیده است و می پندارند که بهترینند
و صد افسوس و صد افسوس که نمی دانند هیچ نیسند و همچنان می بالند به خود و
آدمیان بی ارزش همچو پروانه به دورشان می گردند!
خدایا به من زیستن عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن
گذشته است حسرت نخورم
و مردن عطا کن که بر بیهود گی اش سو گوار نباشم
نویسنده ن گ ا ر
10:38 | هیچکس |
از چند خیابان پاییزی رد شده ای وبه خیابانی که پوشیده از شکوفه های بهاری است رسیده ای !
چند بار خنده ی عزیزی را دیده ای؟ از دیدین چند آدم برفی به شوق آمده ای به جز خودت چند
نفر را در آینه پیدا کرده ای ؟چند بار قلب آدمی را هک کرده ا ی و پسورد ورود به قلبش را یا فته ای؟
چند بار سرود زندگی را خوانده ای چند بار به انتظار او کنار جاده ایستاده ای وبه افقهای نا معلوم چشم دوخته ای ؟
راستی نام همسایه هم آوازت را بلدی تا به حال شاخه گلی به او هدیه کرده ای ؟ حتی یک بار از او پر سیده ای که چرا
بعضی روزها چشمهایش بارانی است ؟چقدر سادگی را دوست داری و جند بار فیلتر شکن روح دل شکسته ای بود ه ای
مبادا هیچ گلی در قلبت نروید و هیچ شکوفه ای در چشمت نشیند مگر چقدر فرصت داریم . بیا و با من همراه باش بلکه بتوانیم زنگی
خزان زده ای را به رویا تبدیل کنیم و آرزوهای دوردست به حقیقتی زیبا توام با عشق تبدیل کنیم عشق گرم همراه با لطلفت شبنم مهربانی!

18:3 | هیچکس |
|
|
||||
18:40 | هیچکس |